قتل عام جنین به سود چه کسی است ؟ (2 )
قتل عام جنین
به سود چه کسی است ؟ (2 )
نظر طرفداران سقط
یکی از مواردی که همواره در تبلیغات سقط جنین قانونی به آن توجه میشود، جنینهای بهوجود آمده از تجاوز جنسی است. در حقیقت آمارهای کشور امریکا ثابت کرده است که شانس حاملگی در تجاوز جنسی بسیار پایین و نزدیک به صفر است. در مطالعهای که روی هزار مورد قربانی تجاوز که پس از تجاوز مورد درمان قرار گرفتهبودند، نشان میدهد که حتی یک مورد حاملگی گزارش نشده است. بهعنوان دلیل برای سقط قانونی، تجاوز جنسی به علت شیوع ناچیز نه بهعنوان یک دلیل علمی، بلکه بیشتر بهصورت تبلیغات احساس برانگیز و جوساز برای قبولاندن سقط جنین بهکار میرود؛ اگرچه باید با قربانی تجاوز با صبر، حوصله و محبت فراوان برخورد کرد، زیرا زن، قربانیتروما و خشونت بسیار شرمآوری شده است و احتیاج به عشق، حمایت و کمک دارد؛ ولی اکنون که او قربانی یک حرکت وحشیانه شده، آیا باید از او بخواهیم تا قسمتی از عمل خشونت بار دیگری با عنوان سقط را هم تحمل کند، بدون هیچ پرسش، بسیاری این خشونت را بخشی از همان خشونت تجاوز محسوب میکنند، ولی باید گفت عمده خشونت از قبل صورت گرفته است که باید از اساس، ریشههای این تجاوز جنسی خشکانده شود. دلیل دیگری که برای قانونی کردن سقط جنین فراوان بهکار برده میشود، بیماریهایی است که کودک را به مرور نابود میکند. طبق اخلاق پزشکی جدید که نباید بیمار یا معلول را به این علت از بین برد، بحث سقط جنین نیز در این مورد نه تنها با اتانازی برابری میکند، بلکه از آنهم فراتر میرود؛ زیرا که اتانازی* با اجازه خود بیمار و با رضایت کامل و درخواست او انجام میشود، ولی از جنین هرگز سؤال نشده که آیا تمایلی به سلب حیاتش برای همیشه دارد یا نه؟ و فقط به این علت که هنوز او را ندیدهایم و در کنار ما نبوده است، نمیتوان درباره او تفاوت قائل شد.
مسأله دیگر، کنترل جمعیت در حال انفجار کره زمین است که باید گفت سقط جنین بیشتر در کشورهایی استفاده میشود که رشد جمعیت کم و منفی دارند؛ پس به علت سرریز شدن جمعیت، حق نداریم تعدادی را بکشیم تا بقیه راحتتر زندگی کنند.
نکته دیگر که بسیار به آن تأکید میشود این است که جنین دارای حیات کاملی نیست و تا بیست هفتگی (139 روزگی) هیچ حس و حرکتی نسبت به اطراف خود ندارد. متأسفیم که بگوییم این فقط یک تصور عامیانه است؛ زیرا جنین از نخستین روز تشکیل نطفه، موجودی زنده محسوب میشود. قلب او بین روزهای 18 تا 25 شروع به تپش میکند. و امواج الکترونیکی مغز در حدود روز 40 از او ثبت شده است که در این هنگام است که اغلب مادران، تازه پی بهوجود جنین میبرند.
درست است که اکنون پایینترین سنی که جنین توانایی زندگی خارج از بدن مادر را پیدا میکند، بیست هفته است، ولی این زمان با پیشرفت تکنولوژی پزشکی کاهش یافته است و در ضمن نمیتوان قبل از این تاریخ منکر حیات او در بدن مادر شد.
مسأله دیگر مادران جوان هستند که سؤال میشود، چگونه اینها که خود کودک هستند باید کودکی را پرورش دهند. دراینزمینه باید گفت که چرا هنگامی که دم از روابط جنسی آزاد میزنیم، فراموش میکنیم که اینها کودک هستند و بهجای حل مسأله از درمانهای مقطعی و سطحی از قبیل آموزش جنسی و سقط جنین دم میزنیم.
نگاهی به آمار جهانی سقط جنین
آمار از کشورهای غربی و امریکا جمعآوری شده است.
سن ــ بیشتر زنانی که سقط القایی انجام میدهند، بسیار جوان هستند. پنجاهوپنج درصد زیر 25 سال و سیویک درصد نوجوان محسوب میشوند (زیر 19 سال) که طبق تعریف کنوانسیون حقوق کودک در آن رده سنی میگنجند.
ازدواج ــ زنان ازدواج نکرده در صورت حاملگی، شش برابر بیشتر از زنان ازدواجکرده و تمایل به سقط جنین دارند.
در امریکا هشتادوهشت درصد از سقطهای القایی در سنین 6 ــ 12 هفتگی رخ میدهد که هم قلب جنین میتپد وهم مغز او امواج الکتریکی صادر میکند.
چهلوهفت درصد از سقطهای القایی در زنانی انجام میشود که یکبار دیگر هم سقط القایی داشتهاند.
چهلوسه درصد از زنان، دستکم یک سقط را در طول زندگی خود تجربه میکنند.
فقط در امریکا سالانه 000/370/1 سقط انجام میشود.
جدول سقطهای گزارش شده قانونی و وضعیت تأهل
اطلاعات ذیل از 21 ایالت در نه شهر نیویورک امریکا جمعآوری شده است (1995).
درصد سقط جنین قانونی گروهسنی
8/0% 15
8/18% 15ــ19
6/32% 20ــ24
23% 25ــ29
3/14% 30 ــ34
1/8% 35 ــ39
5/2% 40ــ
وضعیت تأهل
20% ازدواج کرده
80% ازدواج نکرده
روش سقط القایی
13ــ15 11ــ12 9ــ10 8 ـ هفته حاملگی
99% 6/18% 9/99% 6/99% کورتاژ (مکنده با تیغ جراحی) بهعنوان روش سقط
پاتولوژی جامعه
سقط جنین پیش از آنکه مسألهای اخلاقی و یا بهداشتی باشد، شناخت پاتولوژی جامعه را میطلبد؛ چرا که جوامع مدرن فاکتورهایی در زندگی زن وارد کردهاند که او را بهسوی پرتگاه انتخاب بین قتل و یا نگهداری فرزند سوق میدهد.
اهمیت موقعیت اجتماعی زنان و القای ارزشی بودن این نقش برای زنان و از سویی بیارزش شمردن نقشهای مقدس مادری و همسری و مانع و دست و پاگیر قلمدادکردن این نقشها در جهت دستیابی زن به اهداف اصلی اجتماعی خود از پیش زمینههای اصلی این ضایعه جبران ناپذیر اجتماعی است. یکی از مهمترین ارمغانهای مدرنیته برای بشر و بهخصوص نوع زن، ایجاد فشارهای اجتماعی و رقابت ناسالم با مردان است تا حدی که درجهت انکار ویژگیهای طبیعی و مقدس خود برآمده با قتل صورت مسأله مادری را پاک میکند. در کشورهای غربی حتی آمار سقط خودبهخودی در اثر فشار کار و رقابت مداوم با مردان بالا است. زن غربی در فرایند اجباری برای دستیابی به آزادی، انتخابی نخواهد داشت، جز آنچه جامعه بهعنوان آخرین راه، جلوی پای او قرار میدهد، همواره آزادی لیبرالیستی به ایجاد قید و بندهای عمیق مادی منجر میشود که گریزی از آن نیست و درعینحال انسان خوش باورانه خود را بهکام آن میاندازد.
سقط جنین در اسناد جهانی و کنوانسیون رفع تبعیض از زنان
موضوعات مربوط به بهسازی وضعیت زنان در کنفرانسهای ریو، وین، قاهره و کپنهاک و پکن بررسی و تأکید شد، ولی موضوع سقط جنین که در سال 1979 در ماده دوازدهم کنوانسیون رفع تبعیض گنجانده شده بود در کنفرانسهای قاهره و پکن و نیویورک به آن تأکید و تضمین فراوان شد.
دبیر کل سازمان ملل در کنفرانس پکن از کلیه کشورهایی که تاکنون به کنوانسیون رفع تبعیض پیوسته بودند درخواست کرد که هرچه سریعتر اقدام کنند، چراکه «توانمندسازی زنان به منزله توانمندسازی کل بشریت است.» در سند پکن در بخش اهداف و اقدامات استراتژیک در مادههای 92 ــ 99 «قدرت محدودی که بسیاری از زنان بر زندگی جنسی و زادآوری خود دارند»، محدودیتی بزرگ در بنیاد توانمندسازی آنان قلمداد شده است.
با همین منظور و درحالیکه به تجربههای زودهنگام و حتی پیش از بلوغ جنسی تأکید شده است، نگرانی نویسندگان سند، بیشتر معطوف خطر آبستنیهای ناخواسته و سقطهای جنین ناایمن میشود و این فرزندآوری زودهنگام، یکی از موانع بهبود منزلت آموزشی، اقتصادی و اجتماعی زنان در همه نقاط جهان قلمداد میشود؛ ولی هیچ کس به فکر قانونمند کردن و محدود کردن روابط جنسی در چارچوب خانواده نیست و این موضوع با عنوان اجبار، تبعیض و خشونت تحقیر میشود.
در ماده 230 و در بخش اقداماتی که باید توسط دولتها اتخاذ شود آمده است:
ب. تصویب، الحاق و تضمین اجرای کنوانسیون محو همه شکلهای تبعیض علیه زنان، بدین منظور که تصویب تمام آن تا سال 2000 قابل دسترسی باشد.
ج. تعیین حدود دامنه هر تحفظی که توسط یک دولت بر کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان وارد شده است. تنظیم اینگونه تحفظات با بیشترین دقت و محدودیت ممکن، تضمین آنکه هیچ تحفظی منافی هدف و مقصود کنوانسیون یا از جهات دیگر منافی حقوق بینالملل ومعاهدات نیست، بازنگری منظم آنها به منظور بازپسگیری تحفظاتی که منافی و مقصود کنوانسیون مزبور است که در بندهای بعد قدرت اجرایی کمیته CEDAW را تحکیم و گسترش میبخشد.
جالب است که بالاترین تحفظی که از سوی کشورها تاکنون بر کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان وارد شده است، موضوع سقط جنین است و در نتیجه با اتخاذ سیاستهای بالا، یکی از هدفهای عمده، بازپسگیری حق سقط جنین اختیاری عنوان میشود. کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، تهاجمی بنیادی را به اساس خانواده و یا مذهب و هر آنچه از فرهنگهای بومی به صورت مانعی برای روند جهانیسازی غربی محسوب میشوند، دنبال میکند.
دراینجهت سقط جنین، نماد دستیابی زنان به قلههای افتخار جهت کنترل بر جسم خویشتن محسوب میشود.
کنوانسیونی که در سال 1970 به نگارش درآمده است، حتی فرسنگها با نتایج تحقیقات دانشمندان غربی فاصله دارد و از هرنظر یک قرارداد اجتماعی عقب مانده محسوب میشود.
در بخشهایی از کنوانسیون بر تقدیس نقش مادری تأکید شده و در جایی دیگر مادر را تا حد یک قاتل بیرحم درجه یک پایین میآورد. علاوهبراین، تناقض و تناقضات بیشمار دیگری در کنوانسیون به چشم میخورد که با خود فرهنگ مدرنیسم مادیگرایی غربی نیز تداخل مییابد و بهطور کامل از منظر پست مدرن مردود و غیرقابل اجرا شمرده میشود.
کشورهایی که CEDAW را امضا کردهاند، باید هر ساله گزارشاتی به کمیته CEDAW ارائه کنند. کمیته CEDAW یکی از مهمترین کمیتههای سازمان ملل است و هرساله نکات جدید را که در سند اصلی به وضوح مورد تأکید قرار نگرفته، پیدا میکند و به عنوان دستورالعمل به کشورها صادر میکند.
این کمیته تاکنون بر بسیاری از کشورها برای قانونیکردن سقط جنین، افزایش زمینههای دستیابی به امکانات سقط جنین اختیاری، آموزش جنسی برای سوقدادن بارداریهای ناخواسته به سقط با آموزشهای حقوق جنسی دختران و پسران برای کاهش موانع سقط، کاهش تأثیر دین و مذهب و تغییر قوانین درجهت اهداف CEDAW فشارهای زیادی وارد کرده است.
کمیته CEDAW، طبق مادهی 1/12 بر اینکه زنان حق دستیابی به سرویسهای بهداشتی و ازجمله آندسته از سرویسها که مربوط به تنظیم خانواده هستند، تأکید دارد.
در طول هشت سال گذشته، سازمان ملل و کمیته CEDAW بند فوقالذکر را بهگونهای تفسیر کردهاند که شامل روشهای جلوگیری از بارداری، داروهای القا کننده سقط جنین و پروسه سقط جنین میشود؛ برای نمونه از گزارشهای فراوان CEDAW به کشورهای مختلف درباره موضوع مطرح شده میتوان یاد کرد:
مکزیک/ سال 1998: کمیته توصیه اکید میکند که مکزیک باید بر قوانین خود مروری دوباره کند تا شرایط آن فراهم شود که زنان بتوانند دستیابی راحت و سریع به مراکز و امکانات سقط جنین پیدا کنند.
شیلی/ سال 1999: کمیته نگران توجه و حمایت ناکافی از حقوق تولید مثل برای زنان شیلی است. دغدغه کمیته بهخصوص درباره قوانینی است که سقط جنین اختیاری را ممنوع و مشمول مجازات کردهاند.
پرو/ سال 1998: کمیته توصیه میکند که برنامههای تنظیم خانواده پایهریزی شود، با تأکید بر استفاده مسوولانه از سرویسهای عقیمسازی در جاهایی که لازم باشد با آگاهی و مسوولیتپذیری کامل توسط خود فرد، پس از اینکه عواقب کامل چنین اعمالی برای فرد کاملاً روشن شد.
ایرلند/ 1999: کمیته به ایرلند میگوید که به استثنای چند مورد جزئی، سقط جنین در این کشور غیرقانونی بماند!! (که به معنای شروع پروسه قانونیشدن سقط جنین است.)
نپال/ سال 1999: کمیته با بررسی قانون جدید نپال، قانونی که سقط را غیرقانونی و بههمراه مجازات میداند، نقد و بررسی میکند.
انگلستان/ سال 1999: ماده مربوط به سقط جنین که در سال 1967 تصویب شده، چرا شامل سقط جنین غیرقانونی نمیشود؟
ایرلند شمالی/ سال 1999: کمیته میگوید که چرا ماده مربوط به سقط جنین که در سال 1967 تصویب شده، شامل سقط جنین غیرقانونی نمیشود؟
لیختن اشتاین/ سال 1999: به دستور کمیته باید در همین کشور، مطالعات و پژوهشهایی برای تعیین شاخصهای مناسب درجهت خطمشی لازم برای زنان در ارتباط با سقط جنین انجام شود.
کرواسی/ سال 1998: کمیته میگوید که چرا در بعضی از بیمارستانها، بیماران سقط جنین را نمیپذیرند و از این مسأله بهعنوان خلاف حق زنان یاد میشود که برای سقط جنین، دکتر، بیمارستان و امکانات کافی در اختیار نداشته باشند.
ایتالیا/ سال 1997: کمیته خطاب به ایتالیا میگوید که در نواحی جنوبی ایتالیا، سرویس خدماتی برای سقط جنین محدود است؛ البته مسأله اعتراض به دکتر بیمارستان و پرسنل هم وجود دارد که باید از بین برود.
کلمبیا/ 1999: سقط جنین را قانونی اعلام کنید درغیراینصورت ماده دوازدهم کنوانسیون را نقض میکنید.
میانمار/ 2000: اطلاعاتی درباره وضعیت زنان بهخصوص شیوه بارداری که در نتیجه خشونت جنسی (rape) ایجاد میشود به ما بدهید.
کرواسی/ 2002: زنان باید از آمیزش جنسی بدون نگرانی از بارداری لذت برند!
پرتغال/ 2002: چرا محدودیت سقط جنین در قوانین شما وجود دارد؟
اردن/ 2000: محدودیت سقط جنین شامل مواردی که بارداری از راه Rape انجام شده در کشور وجود دارد. کمیته از دولت خواست قوانینی ایجاد شود که بچههایی که قربانی Rape شدهاند سقط جنین شوند (زیر 18 سال)
کمیته CEDAW از بقیه ملیتها و کشورها هم خواسته که سقط جنین را قانونی کنند و در صورت قانونی بودن، امکانات دستیابی آسان به وسایل سقط و داروهای القاکننده سقط را (مانند قرص Ru - 486) فراهم کنند. کشورهایی از قبیل: آندورا، بورکینافاسو، دانمارک، اندونزی، لوگزامبورک، نامیبیا، پرو، ترکیه، ایرلند شمالی، ونزوئلا و زیمباوه مشمول این انتقادات و درخواستها قرار گرفتهاند.
شایان ذکر است که کشورهای زیادی ابتدا با حق تحفظ سقط جنین به این مجموعه ملحق شدهاند، ولی با فشارهای بینالمللی و به تدریج ناچار به پس گرفتن حق شرط خود شدهاند.
نتیجهگیری:
امروز ما در آستانه این تصمیمگیری مهم برای کشورمان هستیم. تصمیمی که نسلهای آینده را در چالش قرار خواهد داد؛ بنابراین بهتر است بهجای برخوردهای مقطعی و جزئینگرانه و شعاری با دیدی عمیق و کارشناسانه، همه ابعاد آن را بررسی کنیم. ما صاحب ایدئولوژیای هستیم که پیرو اجرای آن بهجای حاکمیت فرد یا حزب و گروه بر انسانها، حاکمیت الاهی بر انسان رقم خواهد خورد که اجازه نخواهد داد حقوق هیچ انسانی به نفع انسان دیگر پایمال شود. آنچه در این مقاله به آن تأکید شد، این است که سقط جنین به نفع هیچکدام ــ مادر و جنین ــ تمام نمیشود، بلکه ایجاد این فرهنگ و رواج آن بین مادران گاهی درجهت بردگی تمام عیار انسان در فرهنگ مادی است؛ فرهنگی که مادر را قبل از تمام شوونات مقدسش، نخست بهعنوان ابزار و مهرهای در توسعه مادی میبیند و درنهایت جهت ایفای کاملتر نقش او در جامعه به قتلعام جنینهای بیشماری دست میزند.
در یک کلام، قانونیکردن سقط جنین اختیاری، فراهم آوردن امکانات و ایجاد فرهنگ آن در جامعه، خدمت به مادران و زنان نیست، بلکه خنجری است که قلب معصومیت انسانی را نشانه رفته است و اثرات فاجعهبار آن در دراز مدت بر تمدن بشری آشکار خواهد شد.
این وبلاگ در جهت معرفی خدمات مشاوره ای و حقوقی و تبادل اطلاعات حقوقی ایجاد گردیده است . تمامی مقالات مورد استفاده در این وبلاگ با ذکر نویسنده آن اثر می باشد.جهت مشاوره اينترنتي می توانیدسوال خود را در قسمت مشاوره مطرح كنيد یادرخواست خود رابه ایمیل vakil1@yahoo.com ارسال نمایید .