تله موش

تله موش

( پندهای زندگی )

موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سروصدا براي چيست . مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود.

موش لب هايش را ليسيد و با خود گفت :« كاش يك غذاي حسابي باشد .» ...

ادامه نوشته

نامه چارلي چاپلين به دخترش

نامه چارلي چاپلين به دخترش

ژرالدين دخترم:

اينجا شب است, يک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهيان بي سلاح خفته اند.

نه برادر و نه خواهر تو و حتي مادرت ، بزحمت توانستم بي اينکه اين پرندگان خفته را بيدار کنم ، خودم را به اين اتاق کوچک نيمه روشن, به اين اتاق انتظار پيش از مرگ برسانم . من از تودورم، خيلي دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر يک لحظه تصوير تو را از چشمان من دور کنند.

تصوير تو آنجا روي ميز هست. تصوير تو اينجا روي قلب من نيز هست. اما تو کجايي؟ آنجا در...

ادامه نوشته